گرچه احوال ما پریشان استگرچه این لحظهها نفسگیرند
سروها بر زمین نمیفتند نخل ها ایستاده میمیرند *"صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ" یعنی این علم بر زمین نمیفتد سر ما روی دار هم برود از دل ما یقین نمیفتد *کشوری ایستاده بین غبار کوچهها غرق بوی باروت است گر شکستهست شاخهٔ زیتون آنکه نشکستهاست بیروت است *خم به ابروی خود نیاوردیم جمع ما نیز کم نخواهد شد کوه را میکَند ولی هرگز قامت عشق خم نخواهد شد *پرچم سرخ را به دست بگیر همدل و هم عقیده و همراه روی سربند سبز خود بنویس: تا ابد زنده است حزب الله..باز هم فاط
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی
برچسب:
نویسنده: هلیا کاشانی